تبليغاتX
میم شفق

میم شفق

جستارهایی در شعر و ادبیات و فرهنگ

سه رباعی

 

چندی است دلم به کوچه­ی عقل زده است

_ دیوانه چه داند که چه خوب و چه بد است؟ _

عشق تو به غیر درد سر نیست ولی

قربان سری که درد کردن بلد است

 

گیسوی تو قصه­ای پر از تعلیق است

جمعی است که حاصلش فقط تفریق است

موهات چلیپایی و ابرو کوفی

خط لب تو چه­قدر نستعلیق است

 

دل _ بی تو _ درون سینه­ام می­گندد

غم از همه سو راه مرا می­بندد

امسال بهار بی تو یعنی پاییز

تقویم به گور پدرش می­خندد

 

 پ.ن. : نام شاعر محفوظ است (!)

پ.ن. ۲: با سپاس از "آفتاب" که دو نادرستی تایپی را در این سه رباعی یادآوری کرده است.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 21:3  توسط شفق  |