تبليغاتX
میم شفق

میم شفق

جستارهایی در شعر و ادبیات و فرهنگ

شادباش


 29 بهمن، جشن بزرگ سپندارمزگان، خجسته شادروز بزرگ داشت مهر در فرهنگ ایرانی، بر همه ی ایرانیان مهربان و مهرآفرین فرخنده باد.

باشد که ایرانیان فرهیخته و فرهنگ مدار همان گونه که این روز را جای گزین جشن نادرست و بیگانه ی ولنتاین کرده اند، به همه ی جنبه های گوناگون فرهنگ شگرف و شگفت انگیز خود بنگرند و بیندشند. ایدون باد و ایدون تر باد!


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 1:19  توسط شفق  | 

آخر قصه ی هر بچه پلنگی این است...


دست و پا بسته و رنجور به چاه افتادن

به از آن است که در دام نگاه افتادن


سیب شیرین لبت باشد و آدم نخورد؟

تو بهشتی و چه بیم از به گناه افتادن


لاک پشتانه به دنبال تو می آیم و آه

چه امیدی که پی باد به راه افتادن؟


آخر قصه ی هر بچه پلنگی این است...

پنجه بر خالی و در حسرت ماه... افتادن


با دلی پاک، دلی مثل پر قو سخت است -

سر و کارت به خط و چشم سیاه افتادن


من همان مهره ی سرباز سفیدم که ازل

قسمتم کرده به سر در پی شاه افتادن


عشق ابری است که یک سایه ی آبی دارد

سایه اش کاش به دل گاه به گاه افتادن


پ. ن.: نام شاعر محفوظ است (!)


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 22:39  توسط شفق  |