29 بهمن، جشن بزرگ سپندارمزگان، خجسته شادروز بزرگ داشت مهر در فرهنگ ایرانی، بر همه ی ایرانیان مهربان و مهرآفرین فرخنده باد.
باشد که ایرانیان فرهیخته و فرهنگ مدار همان گونه که این روز را جای گزین جشن نادرست و بیگانه ی ولنتاین کرده اند، به همه ی جنبه های گوناگون فرهنگ شگرف و شگفت انگیز خود بنگرند و بیندشند. ایدون باد و ایدون تر باد!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 1:19  توسط شفق
|
دست و پا بسته و رنجور به چاه افتادن
به از آن است که در دام نگاه افتادن
سیب شیرین لبت باشد و آدم نخورد؟
تو بهشتی و چه بیم از به گناه افتادن
لاک پشتانه به دنبال تو می آیم و آه
چه امیدی که پی باد به راه افتادن؟
آخر قصه ی هر بچه پلنگی این است...
پنجه بر خالی و در حسرت ماه... افتادن
با دلی پاک، دلی مثل پر قو سخت است -
سر و کارت به خط و چشم سیاه افتادن
من همان مهره ی سرباز سفیدم که ازل
قسمتم کرده به سر در پی شاه افتادن
عشق ابری است که یک سایه ی آبی دارد
سایه اش کاش به دل گاه به گاه افتادن
پ. ن.: نام شاعر محفوظ است (!)
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 22:39  توسط شفق
|