تبليغاتX
میم شفق

میم شفق

جستارهایی در شعر و ادبیات و فرهنگ

عاقبت سرو و صنوبر


غم گندم، خطر «باز»؛ كبوتر این است
كم ترین دردسر داشتن پر این است!

دام را دید كبوتر ولی از وحشت باز
با خودش گفت: فرود آی كه بهتر این است!

گرچه از پشت زدن رسم جوان مردان نیست
غم نداریم اگر خصلت خنجر این است!

اولین درس پیمبر شدنش بود، عجب
یوسف آموخت ته چاه: برادر این است!

معنی تخته ی توفان زده در ساحل چیست؟
- آخر كشتی در موج شناور این است!

شعله آهسته به خاكستر حیرت زده گفت:غم نخور عاقبت سرو و صنوبر این است!


پ. ن.: نام شاعر محفوظ است (!)

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 20:29  توسط شفق  | 

... چشمت


كفر است و غزل آیه ی شیطانی چشمت
ای كفر غزل مست مسلمانی چشمت

دل مست عراقی غزل های نگاهت
جان شیفته ی سبك خراسانی چشمت

دم ساز لبت رودكی شوق بخارا است
ای شاه جهان بی سر و سامانی چشمت

پر شروه ترین فایز شب های جنوبم
زندانی خاقانی شروانی چشمت

عطار نشابوری گلهای بهشتی است
قانون شفای مژه درمانی چشمت

گم می شود استوره ی غم های تهمتن
در خاطره ی سبز سمنگانی چشمت

جمع اند مضامین پریشانی و تردید
دركوچه ی خیام پشیمانی چشمت

شیرینی فرهاد بخارای خیالی
بلخ است سمرقند غزل خوانی چشمت...


پ. ن.: نام شاعر محفوظ است (!)


+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 23:55  توسط شفق  | 

در هوای غزل


دلم در هوای غرل لک زده است

برای لبت از ازل لک زده است


دلم در تمنای گیسوی تو

و آن شانه های عسل لک زده است


بیابانی است این دل هرزه گرد

که در شوق کوه و کتل لک زده است


برای تو و صبح آغوش تو

به اندازه ی یک بغل لک زده است


دلم سیب سرخی است در دست تو

که از بس ندیده محل، لک زده است


پر از واژه های سراسیمه ام

که در التهاب غزل لک زده است!


پ. ن.: نام شاعر محفوظ است (!)


+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 22:2  توسط شفق  |